مرتضى راوندى

200

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كسروى گويد : « اينها همه راست است ولى جز از اينها و جز از كوششها و كارشكنيهاى امين السلطان و كاركنان او انگيزهء بزرگ ديگرى در كار بوده و خود امين الدوله هم چاره‌ساز و توانا نبوده . » « 1 » هرچه بود ، امين الدوله هم با همان حربه‌اى كه سبب شد ميرزا حسين خان سپهسالار از پاى درآيد ، يعنى بهتان بيدينى و هجوم ارباب قدرت ، به سال ( 1316 ه . ق ) از دايرهء سياست خارج شد . » « 2 » ناچار از تهران به گيلان رفت . در دوران فراغت و انزوا مشغول زراعت و تأليف خاطرات سياسى خود بود ، در اواخر صفر ( 1322 ه . ق ) اين مرد ترقيخواه در « لشت نشا » درگذشت . « امين الدوله مرد روشنفكر و اصلاح‌طلبى بود و نقشه‌هايى از قبيل احداث راه‌آهن و ايجاد كارخانهء قند و كبريت و حفر چاه آرتزين در سر مىپرورانيد و با پيشوايان تجدد و آزادى ، مانند سيّد جمال الدّين و ميرزا حسينخان سپهسالار و شيخ هادى نجم‌آبادى و طباطبايى و ميرزا ملكم خان ارتباط معنوى داشت و از فحواى يادداشتهاى او پيداست كه تا چه حدّ اين مرد شيفتهء دموكراسى و قانون و زندگى و آبادى ممالك راقيه بود و از ناامنى و ظلم و بىقانونى و فقر و جهل كشور خود ، تا چه‌اندازه متأثر بوده است . امين الدوله خطّ خوبى داشت و مطلب را درست و ساده و مختصر و زباندار و خوش مضمون مىنوشت . . . آخرين سالهاى عمر امين الدوله به نگارش خاطرات گذشت ، غير از سرگذشت سفر مكه ، كتاب خاطرات سياسى امين الدّوله ، آينه‌يى است از دسته‌بنديها و دسيسه‌ها و كينه‌توزيهاى رجال ايران ؛ و خواننده از خلال سطور آن مىتواند هم به شخصيّت و روحيّهء مؤلف و هم به اوضاع سياسى زمان او پى ببرد ، ناشر كتاب معتقد است كه قسمتى از اين كتاب به قلم خود امين الدوله و ما بقى تا آخر كتاب كه تغيير سبك نگارش آن مشهود است به قلم شخص ديگرى و احتمالا به قلم پسرش محسن خان معين الملك نوشته شده است . » « 3 »

--> ( 1 ) . اين انگيزهء بزرگ به عقيدهء كسروى عبارت بوده از مخالفت امين الدوله با عقد معاهدهء گمركى با روسها و تنظيم تعرفهء جديد گمركى ( تاريخ مشروطه ، بخش يكم ) مخبر السلطنه هم در « خاطرات و خطرات » دربارهء امين الدوله گويد : « فرمانفرما ، حكيم الملك و بصير السلطنه دورش را گرفتند و گيجش كردند و معلوم شد امين الدوله آن نبود كه انتظار مىرفت . ( 2 ) . از صبا تا نيما ، پيشين ، ص 274 . ( 3 ) . همان كتاب ، ص 275 .